مرجع تحقیقات طب سنتی و مکمل ( گوگل طب )
عناوین

طب اسلامی

معرفی طب اسلامیimage010

حمد و سپاس خدای را که جهان آفرید بر پایۀ دو عنصر ← گرمی و سردی.
از گرمیها جهان عالی و از سردیها جهان سفلی آفرید و سپس فرمود: «بلغت خلقنا من زوجین».
از برآیند اثر این دو عنصر چهار عنصر خلق کرد که به ترتیب آنها را آتش، هوا، آب و زمین نامید و از برآیند اثر این چهار عنصربستری آفرید که نظام خلقت شد.
از گرمیها آسمان و آسمانیها آفرید؛ جن، ملائک که همه از جنس آتش بودند (اشاره به ابلیس که به انسان سجده نکرد و دلیل آورد که من از آتش آفریده شدهام و انسان از خاک، پس من از انسان برترم و بر انسان سجده نخواهم کرد).
اما زمینیها از سردی آفریده شدهاند.
بستر زمین از برآیند اثر عنصر آرایش داده شده است. اولین خلقت خدا روی زمین گیاهان بود که به تناسب استفاده از هر کدام از این عناصر تمایل به گرمی. سردی، خشک و تری داشتند و خلق بعدی حیوانات بودند که به تناسب این که در کدام موقعیت جغرافیایی خلق شده‌اند و سرشت اصلی چه باشد، تبلور رطوبت، آتش و دم و یا سودا هستند و برخی هم تبلوردو و یا سه عنصر هستند. سپس تصمیم به خلق کامل گرفت. ملکهای را مأمور کرد که از هر گوشهای از کرۀ زمین مقداری خاک بردارد به هم در آمیزد و این آمیزش را به مدت معلوم (۴۰ روز) در معرض بارش باران و به مدت معلوم در مقابل آفتاب قرار داد و سپس آدم را خلق کرد که عنصر مادی بود و سپس عنصر آسمانی به او افزود «و اذا نفخت فیه من روحی». به این ترتیب انسان به عنوان تبلور کل عناصر مادی، زمینی و آسمانی (گرمی – سردی- خشکی و تری) و عنصر روح الهی ایجاد شد. پس خلق اول به عنوان تبلور مجموعه کمالات خلقت پدید آمد و انسان ایجاد شد و از حیث مادی و معنوی سرآمد کل خلائق شد و خداوند به خود تبریک گفت: «تبارک ا… احسن الخالقین».
خلقهای قبل یا زمینی بودند و یا آسمانی ولی انسان تبلوری از عناصر مادی و معنوی بود و سپس از پیکرۀ آدم، خلق دیگری به عنوان زوج آفرید و از این پس بحث طب شروع می‌شود.
خلقت از این پس از طریق نطفه است. و بحث انسان شروع می‌شود که اولین غذای آنها و آخرین غذای آنها و غذای همیشگی و بهترین و جامعترین غذای آنها ………………. است که بهترین غذا در جهان و آخرت است.
به تناوب میزان بهرهمندی انسان از آتش، آب ، هوا و خاک گرایش انسان به یک یا چند عنصر افزایش می یابد . از اینجا مزاج پدید میآید.

 

images

Figure With Four Elements

 

 

۱. مزاج با گرایش آتش (صفراوی)
۲٫ مزاج با گرایش هوا (دموی)
۳٫ مزاج با گرایش خاک (سودا )
۴٫ مزاج با گرایش آب (بلغمی)
۵٫ مزاج معتدل
به همین ترتیب انسانها در سراسر جهان پخش شدند. به تناسب این که انسان در کدام موقعیت جغرافیایی زیست کند (گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک و سرد و تر و یا معتدل) گرایش مزاجی پیدا می‌کنند. چون میزان بهرهمندی از این عناصر موجب ایجاد ساختار می‌شود. همچنین در هر موقعیت جغرافیایی گیاهان خاص بر اساس مزاج همان منطقه رشد می‌کنند و انسان از این گیاهان استفاده می‌کند و در این مرحله طب منطقهای پدید میآید که انسانهایی با گرایشات منطقه‌ای تواناییهای طبیعی متفاوت؛ هوشمندی، کندی ذهن، حاضر جوابی، گرایشات اخلاقی ویژه؛ تیز هوشی، پخمهای به دلیل موقعیتهای جغرافیایی متفاوت، آب و هوا و غذای متفاوت ایجاد می‌شود. بیماریها، خواستهها و آرمانها و فرهنگها متفاوت می‌شود.
در یک موقعیت جغرافیایی محل خیزش فیلسوفان است، جای دیگر تولد قانونگرایان و جای دیگر محل تولد انقلابیون و افراد طرفدار تحول و دگرگونی و هنر و خلق است. پس بنابراین جامعه شناسی و جهان شناسی منطقهای و طب منطقهای در این قسمت ایجاد می‌شود.
این روند ادامه مییابد.

www.nasrpakiman (37)
در سن جنینی به تناسب میزان بهرهمندی انسان از غذا در رحم و بهرهمندی سرشتی از رحم مادر و نطفۀ پدر جنس مؤنث یا مذکر شکل میگیرد. گرایش به سردی اگر باشد، مؤنث می‌شود و گرایش به گرمی جنس مذکر را پدید میآورد.
زمان تشکیل نطفۀ مذکر تا تشکیل جنین مذکر، ۴ هفته و در مؤنث ۵ هفته است. و در اینجا مزاج مادر به مزاج طفل بر میگردد. مثلاً مادری که شیرینی دوست داشته حالا تمایل به ترشی دارد که بارداری گرم یعنی حمل پسر دارد.
به همین ترتیب تا تولد ادامه مییابد. از چهرۀ طفل، رنگ مو، رنگ پوست ، خواب زیاد و کمی خواب گرایشان طفل را میفهمیم. اگر رنگ مو بور، کم مو و موهای روشن و طفل پرخواب ، پوست روشن باشد، طفل سرد است.
اگر با موهای خشن، پر رنگ ، بلند و مشکی باشد، طفلی پر جوش و خروش و کم خواب و باهوش است.
به همین ترتیب مزاج سن شروع می‌شود. هر چه موی سر پررنگتر باشد، جست و خیز بیشتر است و حرکات سریعتر است که به دلیل گرمی مزاج است. و نصیحت او را تربیت نمی‌کند بلکه غذا او را آرام می‌کند و یا حجامت.
چند دوره طی می‌شود.۷ سال اول، دوم ، سوم تا۲۸ سالگی تا از مزاج گرم و تری به گرم و خشکی میرسد و بالاخره سن اعتدال ایجاد می‌شود. که سن اعتدال از نظر حکما ۴۰-۳۵ سالگی است. اما در زمان ما ۳۵ سال است چون غذاها همه نامعتدل هستند.
در سن ۲۸-۲۱ سالگی در اوج گرمی ، موها شروع به ریزش می‌کنند. که اگر صفراوی شد، موی سر و اگر دموی شد موی فرق میریزد و اگر هر دو باشد، موی وسط و جلو میریزد. در ۲۸ سالگی ریزش متوقف می‌شود. چون آتش روبه افول است. بعد پیش میرود تا۳۵ سالگی رطوبت متوقف و گرما بر جلوی سر جای خود باقی است. در کشورهای معتدل سن اعتدال ۴۰ سال است و در کشورهای غربی ۳۰ سالگی و در کشورهای آسیایی و آسیای میانه و جنوب شرقی ۳۵-۳۰ سال است. البته تغذیه و رفتارهای معنوی در اینجا نقش دارد. از۳۵ سال به بعد شیب حرکت به سوی سردی شروع می‌شود. به تناوب میزان غذا و بهرهمندی معنوی از تغذیه شیب تند یا کندتر است. تا سن ۶۰ سالگی که به سن ثبات در سردی می‌رسیم. در ۶۰ سالگی به تناسب میزان بهرهمندی از گرمی ادامۀ عمر او تأمین می‌شود. اگر بهرهمندی از گرمی بیشتر بود، ۶۰ ساگی را به خوبی زیست و امتداد میدهد که تا ۱۲۰ تا ۵۰۰۰ سال و بیشتر قابل امتداد است. بر اساس تئوری طب اسلامی، اگر انسان در حال اعتدال زندگی کند، عمر جاودانه دارد. پس عمر نوح توجیه علمی دارد و نیز امام زمان علیهالسلام و دو نفر شناخته شده در جهان که فردی ۲۵۰۰ سال و دیگری احتمالاً ۷۰۰۰ سال عمر دارد توجیه طبی و علمی دارد.
اگر انسان در حال اعتدال باشد، می‌تواند معمر باشد و عمر بلند داشته باشد. به هر حال گرایش انسان به سوی سردی یعنی گام او به سوی مرگ است و تبلور عالی سردی مطلق مرگ طبیعی می‌شود.
مرگ این گونه اتفاق میافتد. جسم که تبلور اجسام مادی است به خاک می‌رود: «کل شی یرجع الی اصله». جسم از عناصر مادی تشکیل شده بود. اما عنصر دیگری از روح الهی هست که به بالا میرود تا ۴۰ روز به دلیل عادت روح به جسم دور او میچرخد و بعد آرام آرام از او فاصله گرفته و با سرعت نور به سوی عالم بالا میرود و در جایگاه خاص خود قرار میگیرد. به تناسب این که اعمال و رفتار انسان در جهان به گرمی و یا سردی نزدیک بوده، اعمال زمینی یا آسمانی بوده است، وابستگی انسان به زمین کم و به آسمان بیشتر می‌شود و پلههای آسمانی را طی می‌کند تا به ستارۀ طارق برسد که ۱ میلیون برابر خورشید حجم دارد و برای هر مؤمن ۱۰ برابر کل زمین جای وجود دارد. که زندگی جاودانه در آن شروع می‌شود. و روح تلاشش را شروع می‌کند. بخش عمده‌ای از خدمتهای او کمک به همین انسانهای روی زمین است. تا حد بسیاری مربوط به حل گرفتاریهای مربوط به خودش است و حل مشکلات خودش، نار ساییها و بدهکاریها و… و بعد رشد می‌کند و راه کمال را میپیماید تا به مرجع عالی اعلی برسد.
پس این تلاش، کنش و شدن همیشه ادامه دارد. جهان شدنی است مستمر و همیشگی به سوی کمال. حلقه گردونه روی زمین که از خاک شروع شد، به نطفه انجامید و در قالب جسم تبلور یافت. به سوی کمال تلاش دارد و حتی فهم هم مرحلهای از کمال است. چون میسوزد تا پالایش شود از پلیدیها و بعد پاک شود و رشد کند. این روندی است که ما می‌خواهیم برای این دورنما تجسم بسازیم و تعریف ارائه دهیم.
زیست خوب آن بهداشت می‌شود و تدارک رفتارهایی برای ایجاد اعتدال آن درمان می‌شود.
اما هر چه بگوئیم بهداشت و درمان طبیعی است. یک سری نقصهایی در او مییابیم که آن نقص معنویت موجود درسرشت اوست.
طبی که ارتباط دقیق جامع مادیت و معنویت موجود و تبلور یافته در جسم را تعریف می‌کند، طب اسلامی نامیده می‌شود. تمامی مکاتب دنیا طب را بر اساس مشاهده تعریف کردهاند؛ خیلی دقیق و جدی. اما عالم به سلولهای یک اندام جاهل به سلولهای اندام دیگر می‌شود که نقص طب کلاسیک است. اما نقص مهمتر آن است که تعریف کلی از مادیت جسم دارند اما ارتباط جسم با جهان چه؟ یعنی محیط زیست (موقعیت جغرافیایی محیط زیست چه نقشی در سلامت انسان دارد یا نه، در جایی که انسانهایی دروغگو زندگی می‌کنند یا انسانهای پاک. اینها در سلامت ما نقش دارد یا نه؟)
و نیز ارتباط با مونسان چه نقشی در سلامت دارد.
بحث بُعد غذا است که در طب کلاسیک تعریف پروتئین و ویتامین است. اما بدست آمدن پروتئین از طریق حلال یا حرام آیا می‌تواند نقشی در سلامت یا بیماری ما داشته باشد یا نه، این صحبت را طب اسلامی باید توضیحی برای آن ارائه بدهد.
در عاشورا دو گروه مسلمان روبری هم ایستاده بودند. هر دو نماز میخواندند، حتی نماز شب می‌خواندند، هر دو اهل روزه بودند، هر دو فریاد تکبیر برای حمله به هم داشتند، گروه دشمن کافر نبودند، همه مسلمان بودند ولی رو در رو ایستادند که علت رودررویی این گروه با امام حسین، نقش غذای حرام بود که باور اینها را متغیر کرد غذای حرام می‌تواند باورهای انسان و تواناییهای جسمی و روحی انسان را تغییر دهد.
آیا می‌دانید که میانگین هوشی ایرانیها بالا، آمریکا ئیها پائینتر است،‌چرا؟
چون موقعیت جغرافیایی زیست، بهرهمندی بیشتری از آتش داشته باشد،‌هوش افراد بیشتر می‌شود.
در خود آمریکا بچههای تگزاس باهوشتر از کالیفرنیا هستند.
در امریکا ایرانیها را در موقعیتهای مدیریت ناسا قرار میدهند، چون باهوشترند. پس محیط زیست با غذای غالب، فرهنگ، رفتار و هوشیاری و هوشمندی میسازد.
و رفتارهای انسانها بسته به موقعیت زیست متفاوت است.
اینجا میفهمیم که چرا لکنت زبان در اروپا وجود دارد و موقع صحبت مِنمِن می‌کنند و چرا افسردگی در سنین نوجوانی بسیار زیاد است اما در هند همه شادابند و میرقصند. چون موقعیت جغرافیایی ژاپن سرد و تر است و غذای غالب ماهی و برنج است و اگر شلاق حرکت اجتماعی نبود همه در خواب بودند.
اما هوای هند گرم است و غذای غالب تندی و گرمی است و آنها را وادار به شادابی می‌کند.
طب کلاسیک یک قالب دارد که در همه جا این قالب را میخواهد تحمیل کند که امکانپذیر نیست. برای هر کس بسته به موقعیت جغرافیایی تعریفی از شخصیت، مزاج، توانایی روحی، جسمی و جنسی وجود دارد که باید شناخت، تعریف کرد ، تغذیه ، بهداشت و درمان برای او تعریف کرد.
بعد از اینجا غذاهای دیگر را باید تعریف کنیم. فردی ممکن است غذای خوراکی و سایر رفتارهایش درست باشد اما افسرده است. که این فرد به غذای انس نیاز دارد، که پزشک باید این را تشخیص دهد و کمبودش را بفهمد و برایش نسخه کند. و اما برای انس در دنیا و آخرت تعریف داریم. ما بهشت مادی و بهشت انس داریم که در بهشت انس خوبان رفیق، هم فکر و هم دل وجود دارد، گاهی ما سر بهترین سفره از غذا لذت نمیبریم چون از همسفره خوشمان نمیآید. غذای دیگری هست که ارتباط ما را با جهان خلقت برقرار می‌کند، گاهی ما غذای انس مادی را هم داریم اما احساس سنگینی داریم که با مجموعه عناصر مادی نیاز ما را تأمین نمی‌کند و باید با غذای معنویت و عالم اعلی خودمان را سیر کنیم و باید غذای دیگری وارد تن و روان ما شود. که آن دعا است. گاهی فرد دعا می‌کند اما احساس خوبی پیدا نمی‌کند، که می‌گوئیم جنس دعا با غذا باید همسان باشد. اگر غذای سنگین یا حرام خورده باشد، دعا با آن سازگار نیست.
یا حرف نا متناسب هم زده باشد، با جنس دعا سازگار نیست. ظرف با مظروف باید هماهنگ باشد. اگر هماهنگ شد، بال پرواز فراهم می‌آید و پرواز به سوی اوج فراهم می‌شود. آن قدر پرواز که حتی وقتی زنده هم هستی می توانی جسم را خالی کنی. انسان تا ۷۲ ساعت می‌تواند جسم خود را خالی کند. کسی می‌تواند این کار را بکند که از غذای ورائی بهرهمند باشد. اما بیشتر از ۷۲ ساعت امکانپذیر نیست. چون آن قدر به روح خوش میگذرد که نمیخواهد برگردد.
گاهی ما خواب خوب یا بد میبینیم. آیا ما آنچه در خواب میبینیم ، در بیداری هم میتوانیم ببینیم؟ بله. که این گفتۀ آیت ا.. حسن زاده آملی است؛ جسم اگر صاف شود، هالههای دیوار را می توان برداشت. چگونگی ایجاد این و برداشت این هاله را طب اسلامی تعریف می‌کند. متأسفانه طب اسلامی مهجور است.
طب اسلامی مهجور به جهل بشریت است. آن قدر مهجور که حتی علمای عالم به این طب هم اجازۀ حضور در هیچ محفلی برای بیان ایدههایشان را ندارند و حتی برخی عالمان میگویند اسلام هم طب دراد، آیا با روایات می‌شود بیماری درمان کرد؟ بله.
طب اسلامی کلنگر است. با نگاه به سپیدی مو می‌فهمد که هر چه مو سپیدتر است گوارش ضعیفتر است در نتیجه توانایی جنسی کمتر است. خستگی زودتر اتفاق میافتد و استعداد افسردگی بیشتر است.
طبیب خط خلط را دنبالکرده و کلیت تمام جسم را بررسی می‌کند.
مثلاً تشخیص بیش فعالی کودک از روی موهای سیخ سیخ کودک مشخص خواهد شد. یا وقتی کسی تبلور دم داشت حتی بسیاری از بیماریهایی که فرد ذکر نمی‌کند، طبیب می‌تواند بشمارد و با درمان همۀ آنها بهبود مییابد. غلبۀ دم، جنون آنی میدهد و میل به زنا افزایش می‌یابد. پس با درمان حتی جرائم اجتماعی کاهش می یابد. با این توضیح مشخص می‌شود که با تشخیص مزاج می‌توان پیشبینی کرد که چه مشکلاتی برای فرد و اجتماع پدید می‌آید و آنها را کنترل کرد. (درمان پیشگیرانه)
کلنگری در بُعد جسم – روان، رفتار جسمی ، جنسی و اخلاقی در حوزۀ طب اسلامی است. بیشترین جرائم در زمان ۱۴-۱۲ ماه قمری اتفاق میافتد . درگیریها، خود کشی، دعوا ها، تصادفات و دعواهای اداری بیشتر در این زمان است. چون جاذبۀ ماه در بدن انسان موجب بالا آمدن ترکیبات سبک معلق در خون به محیط فوقانی می‌شود و درگیری ذهنی به وجود میآید و آن قدر به این درگیری نمود و وفور دارد که انگلیسیها قانون دارند که جرائم این روزها را مشمول عفو میکند.
جاذبه ماه روی آب دریا و خون حجامت اثر دارد. که نقش متقابل ظرف هستی با مظروف را نشان می‌دهد. (جهان و انسان).
بهترین افراد کسانیاند که منجم باشند و برتر از آنها منجم و فیلسوف و برتر از آنها طبیب، منجم، فیلسوف و عارف و برتر از آنها طبیب،فیلسوف و عالم به علم جبر و عدد هستند.
کتابهای مربوط به طب اسلامی بیشتر از ۱۰۰۰ عدد هستند که توسط مسلمانان نوشته شده است. برای مطالعه اینها را باید گلچین کرد، باید دید کدام مؤلف غیر از طب، کتابی در نجوم دارد. و یا غیر از نجوم تألیف عرفان دارد و آیا نوشته در جفر و فلسفه دارد پس نوشته این مؤلف ارزشمند است. چون مشرف به جهان هستی است ، فرد با خواندن به اوج میرسد.
سکته قلبی ۴۳% مرگ و میر در ایران را تشکیل میدهد و سایر بیماریها هم همین طور اما نویسندگان طب کلاسیک دید کلی نسبت به جهان ندارند و در بسیاری از موارد از درمان بیماریها عاجزند. آنهم وقتی به درمان برسد فقط برای جسم است و تکلیف روح مشخص نیست.
ویژگی طب اسلامی این است که هر کس با هر سطح از علم و اطلاع توانایی درک و بهره از آن را به تناسب فهم خود دارد.
زمان ایرانبان که ایران به نام او نامیده شده است (اولین حاکم ایران ) به او خبر رسید که مردم کشورش می‌میرند، متوجه شد که در مسیر آب حیواناتی مرده اند و آب را آلوده کرده‌اند. دستور داد که نعنا و پونه در دیزی غذا بریزند. ۷۰۰۰ سال از آن موقع گذشت تا who در سال۷۱ با وزارت بهداشت اعلامیه دادند برای کنترل اسهال و استفراغ آب دوغ و نعنا به مردم بدهید. بیائید یافتههای خودمان را جمع کنیم که ما ایرانیان ثروتمندترین انسانهای روی زمین هستیم.
۱۴۶۰ عنوان کتاب طبی داریم که بسیار زیاد است اما بسیاری از آنها گوشۀ کتابخانۀ مرعشی نجفی خاک خوردهاند . ۲۵۰۰ سال تمدن ایران بر جهان حاکم بوده و دهها سال جنگ داشته است. پس برای درمان زخمها چه میکردهاند، خونریزی ناشی از زخمها را چه کار میکردهاند جواب عسل است. عسل برای درمان هر زخمی کافی است.
اگر کسی تغذیۀ مردم را بر اساس مزاجشناسی تصحیح کند، آنها بیمار نخواهند شد. سن سلامت افزایش و دو برابر می‌شود و میزان امیدواری به زندگی بسیار افزایش مییابد.
طب اسلامی ادعا دارد می‌تواند فرد را به نوجوانی برگرداند «الرجوع الی الشباب». که گل نسخهاش سیاهدانه و عسل است. طب هم اکنون بیماری فرنگی گرفته و دلش می‌خواهد همه چیز را به زبان انگلیسی بگوید.
طب اسلامی با تحریف مخالف است. چون همۀ مردم باید از طب بهره ببرند. لازم نیست برای روستا های دور آمبولانس خریداری شود تا فرد با خونریزی معده را به شهر برساند. به او باید گفت جوشانده بارهنگ به همراه عسل درمان هر زخم درونی و بیرونی است که برای درمان عفونت هم عرق نعنا باید به آن اضافه کرد.
پس طب اسلامی مشمول عام و خاص است. هر دارویی ارزشمندتر است، در جهان به وفورتر یافت می‌شود. این سیستم درمانی طب اسلامی است. نه سیستم صهیونیستی که داروی ارزشمند او گرانتر و نایابتر است.
رازی با جالینوس دعوایی، میگوید؛ جالینوس در طب هم اشکالاتی دارد و داروی قطع نخاع را شیرین بیان مطرح کرده که بسیار وافر است.
همه با هر سطح آگاهی از طب اسلامی بهره میبرند.
آیا طب اسلامی توانایی درمان بیماریهای اورژانس را دارد؟ بله دارد.
اگی بمبی شیمیایی در یک منطقه افتاد و ۱ میلیون نفر درگیر شدند، طب کلاسیک چه می‌کند؟
طب اسلامی میگوید: سم از هر جا وارد بدن شده باشد، از جای حجامت خارج می‌شود. پس با حجامت میتوان جلوی را آسیب را گرفت.
به روش خوراکی، رفتاری، پنداری و دعا میتوان همۀ بیماریها را درمان کرد. جاهایی که نقص وجود دارد طبیب جاهل به درمان است، نه اینکه طب قابلیت درمان ندارد.
طب اسلامی فراگیر، کامل، جامع و نجاتبخش بشریت خواهد بود.
احیا طب اسلامی موجب احیای نسل خواهد شد. عمر و سن سلامت را افزایش میدهد. نسلی زیبا، پرتوان، باهوش و عاقل پدید خواهد آورد. سطح هوشیاری در جامعه رو به افزایش است. به دلیل وفور مصرف غذاهای سرد. کسی که سوسیس و کالباس زیاد میخورد فردی پخمه می‌شود. بر زیباییاش هم اثر میگذارد. ویتیلیگو میگیرد؛ چهرۀ زشت، خواب زیاد، توان جسمی کم ، جسارت در محیط اجتماعی کاهش می یابد. همیشه میخواهد حاشیه برود و در صحنههایی که جسارت اجتماعی میخواهد شرکت نمی‌کند.
۲۰% بودجه ملی صرف بهداشت و درمان می‌شود. با احیا طب اسلامی در اقتصاد پیشرفت خواهیم داشت.
ما باید به جایی برسیم که در هر کجا بگویند اگر بیمار هستی یک پزشک مسلمان در یک گوشه دنیا پیدا کن تا تورا درمانت کند.
برای حاذق شدن در طب اسلامی حدود۲ سال عمومی ۵ سال تئوری تخصصی و ۲ سال بیمارستان نیاز است که فرد توانمند و متخصص در همۀ زمینهها تریبت می‌شود که تربیت این فرد در طب کلاسیک ۱۰۳ سال وقت نیاز دارد (۷ سال عمومی رشته تخصصی۲۴×۴).
روند از بین بردن طب اسلامی، در جهان سیاسی بوده است نه عملی.
آیا طب اسلامی طب علمی است؟ روند خروج طب اسلامی علمی نبوده است که حالا بخواهیم با علم ثابت کنیم. با علم نفهمیدهاند که عسل مفید نیست و عرق نعنا و….
هر کس هم اکنون موضع میگیرد ، موضع سیاسی میگیرد.
ترکیب تمامی هیئتهای اقتصادی ارسال شده از زمان صفویه به بعد به ایران پزشک بودهاند، چون میگفتند اگر طب را از ایران بگیریم همه چیز را گرفتهایم. اینها در زمان صفویه موفق نشدند تا زمان ناصرالدین شاه.
الگود میگوید؛ با تصویب ضرورت وجود دیپلمه طب در ایران میخ تابوت طب سینوی در ایران کوبیده شد. و اینها آماده برای استعمار می‌شوند. وقتی مرجع تقلید در انگلیس درمان می‌شود، این چه ادعای اسلامی است؟
تا زمانی که در طب مستقل نشدهاید هر گونه ادعای استقلال پوچ است.
اقتصاد، استقلال، سیاست و سلامت و معنویت با طب مربوط است. چرا؟
دینی که توانایی درمان زخم ساده را ندارد چگونه ادعا می‌کند که شما را تا عرش الهی بالا می‌برد ما اگرطب اسلامی را رایج کردیم. سایر موارد را هم میتوانیم ادعا کنیم.
تغییر سیستم طب ، تغییر بسیار سنگین و همه جانبه است.
کارتلهای دارویی، کارتلهای نفتی، را در جیب کوچک خود میگذارند. آسپرین ۵ میلیارد مشتری در جهان دارد و یک سیکل معیوب دارد ← مصرف آسپرین ← زخم معده ← داروی دیگر.
در طب کلاسیک تغییر احتمالات را رشد علم گویند. تحقیق بدون جهتگیری صحیح ارزشمند نیست. جهتگیری تحقیق و پژوهش را دین و حکمت نشان میدهد. جهتگیری تعیین شده و با ابزار مدرن علمی تحقیق شود. این در اختیار طب اسلامی است.
اگر بخواهیم تحولی عظیم در رشد طب داشته باشیم، باید از طب اسلامی ایده بگیریم و منجر به تحول میشویم.
باید تلفیق عالمانه بین طب اسلامی و طب کلاسیک فراهم کرد تا رشد علم فراهم آید و طب فراگیر و جامع و کامل خواهیم داشت تا زمینه فراهم آوردن سلامت خودمان و انتشار علم فراهم آید.

 http://www.nasrpakiman.com  کلینیک درمانی و اموزشی نصر

درباره نویسنده

    مطالب مرتبط